فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

99

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

در زير آن به يكديگر مىپيوندد . هريك از بالهاى آب‌انبار بدون احتساب فضائى كه اطاقك در آن تعبيه گرديده و مركز و محل تقاطع بالها است پنجاه پا طول ، پانزده يا شانزده پا عرض ، و سه ذراع عمق دارد . در اين زمان كه نزديك آخر سال بود آب‌انبار بيش از يك پا آب نداشت و با اين‌حال آبش روشن و زلال و خنك بود . در هرطرف اين طاقنما يك نيمكت سنگى به ارتفاع دو پا قرار داشت . اطراف طاقنما كاملا باز بود بطورىكه از هريك از چهار درى كه محاذى بالهاى آب‌انبار براى برداشتن آب ساخته شده بود هر عابرى مىتوانست درون طاقنما را ببيند . به همين سبب سفير در تمام مدتى كه غذا مىخورد از نگاه گدايان در عذاب بود زيرا با اين‌كه فاصلهء درها از طاقنما زياد بود آنها با صداى بلند و آه و ناله از وى صدقه مىخواستند و از سرباز كردنشان نيز دشوار بود . براى ورود به طاقنما از خارج درى كوچك در چهار ديوارى وجود داشت كه سفير بر آن يك دربان و دو غلام گماشته بود تا كسى از آن وارد نشود و به دستور وى چتر آفتابى بزرگى نيز بر اين در نصب شده بود . طاقى كه بالهاى آب‌انبار را مىپوشانيد تقريبا يك ذراع از زمين چهارديوارى بلندتر بود و طاق قسمت وسط كه سفير در زير آن نشسته بود يك ذراع و نيم ارتفاع داشت بطورىكه اين گنبد كوچك از همهء ساختمان بلندتر بود . از آنجا كه باوجود هواى گرم بيرون ، هواى اين اطاقك بسيار خنك و مطبوع و آب‌انبار نيز حقيقتا زيبا و بزرگ و شبيه رواق يك كليسا بود فكر كرديم كه بهتر است توصيفى كامل از آن به دست دهيم . [ از لار تا شيراز ] وقت و زحمت زيادى براى بار كردن وسائل بر شتران مصروف داشتيم زيرا ساربانان كه ميل داشتند حركت كاروان به فردا موكول شود مطلقا دست به اثاثه نزدند . سفير كه از رأى خويش مبنى بر حركت هنگام غروب آفتاب عدول نكرده بود همهء كاروان را به راه انداخت . با اين‌كه راهى كه مىبايد تا منزل آينده بپيمائيم